تبليغاتX
shoja.net
نمی دانم خدا رحم کرد يا ما شانس آورديم اما در هر حال ظاهرا قرار است ديگر برف نبارد. البته نه اينکه فکر کنيد باريدن و نباريدن برف فرقی به حالمان می کند، نه ...

 چون ما که اصلا در اين مدت آب تو دلمان تکان نخورد.نه راهی بسته ماند و نه قطعی آب و برق و تلفن داشتيم و همه چيز رو به راه بود. به قول شاعر تا کور شود هر آنکه نتواند ديد...

همينطوری گفتم خدا رحم کرد. چون ممکن بود از سرويس دهی مناسب شهری لوس شويم و انتظاراتمان - زبانم لال - زياده شود. در هر صورت اميدوارم تا سی که حتی چهل سال آينده هم ديگر چنين برفی نبارد چون مطمئن نيستم مردم آن دوران جنبه ی اين همه مديريت بحران را داشته باشند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 0:28 توسط مازيار بحرپيما |

خدا خير بدهد اين انتخابات را که باعث می شود دستی به سر و گوش اين شهر بکشند. ای کاش هر ماه انتخابات بود...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:32 توسط مازيار بحرپيما |

مدتی است که روزنامه ی فخيمه ی ايران در راستای استفاده ی ابزاری از ژورناليسم و در اختيار قرار دادن آن به عنوان تريبون تبليغاتی گروهی خاص  صفحاتی را تحت عنوان ايران زمين رايگان به زيور چاپ می آلايد.

اين ايران زمين که گيلاناش به دست ما می رسد گاهی مطالبی درش نگاشته می شود که آدم گمان می کند يک نفر مستقيما به شعورش دشنام عرضه می دارد. از  مقاله کشتی ميرزا کوچک خان که معلوم نبود نويسنده اش ما را عوام فرض کرده يا خودش را زيرک می داند گرفته تا داستان جالب فرمايشات جناب فرماندار بندرانزلی در مورد گردشگری و استفاده از پتانسيل های مرداب که معلوم نيست چه شده بعد از هشت سال حالا که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزديک می شويم اين مسايل تا اين حد شيرين شده اند که خوراک تبليغاتی روزنامه ايران را فراهم می کنند.

ما هم که اصلا عوام الناس هستيم و چشم به دهان اين و آن داريم که چه می گويند، تا بدويم و برای شان هورا بکشيم. نه از قضيه گواهينامه ی استاندارد عبور و مرور کشتی محبوب قلبها خبر داريم و نه اصلا می دانيم که طرح بزرگ گردشگری تالاب انزلی کی و توسط چه کسی پيگيری شده و چه نتايجی داشته است. در ضمن ما به هيچ وجه يادمان نمی آيد که عرصه اسکله بارگيری بندرانزلی در چه زمانی و با تلاش کدام نماينده ی شهرمان گسترش يافته و امروز نيز شايد به همين علت است که آقايان از امکان مناسب گمرک برای صادرات و واردات به عنوان فتح الفتوح خود ياد می کنند.

 اصولا ما عوام الناس در پی مسايلی تا به اين حد پيچيده نيستيم و به همين جهت لازم است از  روزنامه ی فخيمه ی ايران به خاطر جهت گيری اش و سمت و سويی که به اخبار می دهد کمال تشکر را داشته باشيم چون حداقل شور و شوق فزاينده ای در ما ايجاد می کند تا بار ديگر حضور پر شوری در انتخابات به هم رسانيم.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:50 توسط مازيار بحرپيما |

یادت می آيد انزلی در حال غرق شدن بود؟ آب دريا آمده بود تو خانه های همشهری هايمان و می توانستی تو بلوار شنا کنی. نکند فراموش کرده ای که چطور امکان زندگی برای مردم جزيره های شهر در منطقه ی کلوير فراهم شد و تا آن موقع سر انزلی رو به روی ساختمان هلال احمر بود و ته اش گلزار شهدا . نه بلوار ورودی و خروجی داشتيم و نه ميدان قو و مالا و گاز و همينطور بگير برو تا آخر.

من که يادم نرفته تلفن محدود بود، کتابخانه ساختمان مناسبی نداشت، گاز نداشتيم، اسکله ی گمرک ظرفيت چندانی نداشت و اصلا شهرمان، شهر نبود.

 نمی دانم به خاطر می آوری وقتی صيد دام گستر ممنوع شد چطور امکان صيد صنعتی فراهم شد يا نه؟ اما اميدوارم فراموش نکرده باشی که جذب سرمايه و امکانات برای عمران روستايی، آن هم در بحبوحه ی کم آبی، در زمان چه کسی انجام شد؟ پل طالب آباد کی اصلاح شد و تعريض جاده ی رشت انزلی در چه زمانی صورت پذيرفت؟ فقط مطمئنم که ماجرای کمربندی را به خاطر داری و يادت هم می آيد که قرار بود بين دو مج شکن انزلی و غازيان پل بسازند.

می دانم که حافظه ی خوبی داری و اگر هم من چيزی را از قلم انداخته باشم تو حتما به خاطر خواهی آورد پس اين بار يادت مرا فراموش.

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:43 توسط مازيار بحرپيما |

وقتی پول يعنی فلسفه ی وجوديت آن وقت ديگر نه تو با دنیا کاری داری نه دنیا با تو . بزرگترین غم ات  غصه ی قاروقور شکم ات است. موفقیت برایت یعنی قبولی در کنکور و معروفیت یعنی يک عکس و امضا با مهران مديری يا محمدرضا گلزار.

چه اهميت دارد که فلانی چه می گويد و بهمانی چه می نويسد وقتی اخبارت می شود نشريه ی زرد: شادمهر فرار کرد، هديه شوهر کرد...

وقتی تفريح يعنی ديدن فيلم هندی و شخصيت یعنی گوشی موبايل، آرم رو کتانی يا مارک شلوار ديگر چه فرقی می کند که سرت را شيره می مالند يا کلاه می گذارند.

وقتی نماينده يعنی فعله ی اجرايی و محبوبيت يعنی کت و شلوار مشکی با عينک دودی، انتخاب يعنی پسرخاله ی بابا يا پول بيشتر برای آرا ديگر مهم نيست که سهم تو و بقيه از قانونی که وضع می شود چقدر است.

مگر اصلا تو جز غر زدن به اوضاعی که از چند و چون آن هم خبر نداری، کار ديگری داری؟ تو که نه با دنيا کاری داری نه دنيا با تو.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:51 توسط مازيار بحرپيما |